الف مقدمه

 

به نام ایزد پاک (خدا) که هرچی دارم از او است

                                                                              گربه خود آیی به خدایی رسی

 

اکنون از راز دل می گویم که دلم پر بنام او فرمان میگیرم

او که از مهد دل می آید 

از خاک آمدم و به خاک میروم .......

از آمدن تا رفتن میگویم .....

از نور در الهام او میگویم .

 

                                             از طرف برادرزاده دکتر ابراهیم میرزائی

                                                                 باسلام به دوستان گرامی    


از طرف دکتر من که نیستم پس این همه دروغ چیست؟؟؟
 
آیا کسی از من مدرکی دارد؟؟؟
 
ایران اندیشه من است و هیچ وقت به خاکم که خون در آن است خیانت نکردم
 
من سوگند در کونگ فوتوآ را دارم که خود نوشتم
 
من هم مثل شما هستم
 
 روزی باشد حقایق روشن شود

      

 

[ 92/07/19 ] [ 1:17 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

روزگار

در روزگاری زندگی میکنیم کـه:

 

هَرزگی “مـُـــــد” اســت !

 

بی آبرویــی “کلاس” اســـت !

 

مَســـــتی و دود “تَفـــریــح” اســـت !

 

رابطه با نامحرم “روشــن فکــری” اســت !

 

 

گــُـرگ بــودن رَمـــز “مُوفقیت” اســـت !

 

بی فرهنگی “فرهنگ” است !

 

پشت به ارزش ها واعتقادات کردن نشانه “رشد ونبوغ” است !

 

 

 
[ 93/05/12 ] [ 0:22 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

شادی در کیه

دو تا دختر داشتند با هم صبحت مي کردند. دختر اولي: تو چرا اينقدر به نامزدت علاقه

 

نشون ميدي؟ دختر دومي: مي‌دوني، آخه اون پولداره، ... مهربونه، ... پولداره، ... جوونه، ...

 

پولداره، ... قد بلنده، ... پولداره !!!

 

تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند

 

موبايل يكي از آنها زنگ مي زند

 

مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند

 

همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند

 

مرد: بله بفرماييد

 

زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟

 

مرد:سلام بله باشگاه هستم

 

زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟

 

مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر

 

زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي

 

دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم

 

مرد:چنده؟

 

زن:شصت هزار دلار

 

مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه

 

زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه

 

فروش گذاشتن 950000 دلاره

 

مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش

 

زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.

 

مرد:خداحافظ

 

مرد گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند

 

بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟؟

[ 93/05/11 ] [ 23:58 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

دو دوست

 

23 داستان جالب دوست خوب

 

 

دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری

 

 

سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن

 

 

نوشت: « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».

آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام

 

 

کنند.ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات

 

 

داد.او بر روی سنگ نوشت:« امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .»

 

 

دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:« چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر

 

 

روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی تو را

 

 

ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند.

 

 

ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را

 

 

پاک نکند.»

[ 93/05/11 ] [ 2:40 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

انسان ...........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پرنده بر

93 داستان زیبای بال هایت را کجا جا گذاشتی

 
شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :
 
 
اما من درخت نیستم . تو نمی توانی
 
 
روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت :- من فرق ...
 

پرنده بر شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :- اما من

 

درخت نیستم . تو نمی

 

توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت :- من فرق درخت ها و آدم ها را خوب

 

می دانم . اما گاهی

 

پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم .انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه

 

ممکن بود .پرنده گفت

:

 

- راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندید

 

.پرنده گفت :- نمی

 

دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .انسان دیگر نخندید.  انگار ته ته خاطرات اش

 

چیزی را به یاد آورد .

 

چیزی که نمی دانست چیست . شاید یک آبی دور ، یک اوج دوست داشتنی .پرنده گفت :

 

- غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست

 

است که پرواز برای

 

یک پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نکند فراموش اش می شود .پرنده این را گفت و پر

 

زد . انسان رد پرنده را

 

دنبال کرد تا این که چشم اش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ

 

بالای سرش ، آسمان

 

بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .

 

 

آن گاه خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت :- یادت می آید تو را با دو

 

بال و دو پا آفریده بودم

 

؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی . راستی عزیزم، بال هایت را

 

کجا گذاشتی ؟انسان

 

دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد . آن گاه سر در آغوش

 

خدا گذاشت و

 

گریست .

[ 93/05/11 ] [ 2:33 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

ببینید

ه آدمیزاد نمیاد ظرفیت پر شه بریم!


 

 

 

 

 

[ 93/05/09 ] [ 1:2 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

دنیایی شاد

 

آیا میدانید چه کسی اولین بار ماست رو کشف کرد

 

آیا میدانید چه کسی اولین بار آن را با خیار قاطی کرد

 

آیا میدانید چه کسی به آن گردو و نعنا را افزود

 

لامصب خیلی حال میده ، هرکی بوده دمش گرم !

 

 

...................

 

 

مزدور چیست؟

 

نوعی موز هست که در مناطق دور یافت میشود !

 

.....................

 

[ 93/05/09 ] [ 0:53 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

عیدمبارک

ایکاش .....

 

[ 93/05/06 ] [ 22:42 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

کست که یاری کند

اسرئیل.داعش.عراق.سوریه و .....

 

 ای خدا میدانستی آدم که خلق کردی انقدر

 

پست و کثیف باشه کی وقت ظهور آقاست

 

ما آماده ایم پس بیا ....

 
ای خدا یا دشمنان خود را نابود کن
 
یا زمین را به قبل از پیدایش نابود کن
 
چون از دست هیچ کس کاری برنمیاد
 
پس صاعقه را نازل کن......
 
 
 
 
[ 93/05/03 ] [ 22:56 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

او

 
 
 
 
[ 93/04/29 ] [ 22:28 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

سال روز شهادت امام حق

ای کاش او اکنون بود
 
تا بنده های شیعه شو
 
میدید چه میکنند
[ 93/04/29 ] [ 22:26 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

بیبننید

 
 
 
[ 93/04/22 ] [ 21:50 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

ای ماه

ای کاش همیشه ماه رمضان بود

 

که آدما یادشان می افتاد که کمک کنند

 

یا فقط این ماه است که جشن رمضان و ماه عسل

 

زنده میشود اما رقابت زیاد میشود از پول پارو کردن

 

روز توی کالابرداری و شب کمک به دیگران

 

صبح دنبال ناموس و کثافت کاری یا مثل پول درآوردن

 

آخه راه درست وصادق چقدر پول دارد که کسی میاد

 

روی یه توپ 130 میلیون قیمت میگذارد آخه پول تو کجا

 

حلال است خدا میگوید به اندازه به همه دادم و آنکس

 

که بیشتر دارد از راه حرام است

 

ای خدا از حق بگویم میمرم یا میکشننم میدانم

 

که حق در این دنیا مرگ است چون آدمیان فقط

 

سود و پیشرفت خود را می بینند و در لحظه مرگ یا

 

گرفتاری داد میزنند خدا کجای ای تو چقدر بخشنده ای

 

من اگه تو گفتم شرمنده ام حلالم کن بندیه بدتم

 

راه را گفتی و من گفتم کو گوش شنوا...............

 

 

[ 93/04/22 ] [ 21:46 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

ای کاش راه را پیدا کنیم

اکنون در خیابانان ایران قدم زدم

 

و افسوس میخورم که مردم چه بی تفاوت

 

از بقل معتادان میگذرند.یا طرف توی ماشین

 

یا کوچه در حال کشدنند چه پسریادختر

 

گریه ام میگیره وقتی دخترها با بدترین قیافه

 

میان توی خیابان متاسف شدم که پدر و مادر ها

 

که غیرت ندارند و برای برادرها که غیرت ندارند

 

شهر خودشان را پاک کنند وجود ندارد از دولت

 

کمک بگرید . دولت یعنی غیرت.خودتان کمک 

 

دولت کنید..تا کی .............

 

فرهنگ غرب کثیف که مردم ایران اعمال کثیفشان

 

ورداشتند ....مثلا شهید دادیم و خون ریختم

 

 


ادامه مطلب
[ 93/04/20 ] [ 20:37 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

زمان

از موقعی که حرفها راست در درون باز شد

 

انسانهای دروغ گو رفتند چه بسا که حقیقت

 

چیز دیگری باشد

[ 93/04/10 ] [ 21:47 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

ماه آرامش نور

[ 93/04/10 ] [ 21:27 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

یاد دوستان سلام...

در کلام اول یار در اقیانوس بیکران درون امیدوارم

 

که هر لحظه ها در یاد او باشیم

 

امروز از فرمان

 

میگوییم.

1.دروغهایی را که در رابطه با دکتر می گویند را

خواهش می کنم سریعا اعلام کنید

یا سایت آنهارا معرفی کنید.

تا آنها را پاک کنیم به کمک هم راه درست

را نشان دهیم.

 

راز را راهبران میدانند پس او....

[ 93/03/29 ] [ 0:56 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

بدانید وقت چیست ...

 
 
اطلاعیه به فرمان ایشان..........
 
گر به خودآیی به خدآیی رسی به خودآ آ آ آ
 
سلام......
 
از درورن تا بیکران امیدوارم که تا کنون 
 
درباره دکتر حقایق را فهمیده باشید
 
من هنوز هم منتظر مدارکی هستم
 
که در سایتها نوشته شده است پس من
 
به این نتیجه رسیدم که بجایی که به دکتر
 
لتمه زده شود خود اشخاص سودجو ضرر
 
میکنند و از اکنون به آنها اخطار میکنم
 
مواظب حرکت های خود باشند این
 
آخرین    اخطار    اخطار ..........
 
برای آنهایی هست که ایشان را تخریب
 
میکنندو از طرف ایشان در کشور آشوب
 
و دروغ بیان میکنند چون ایشان دنبال
 
ارشاد مردم و دعوت به دین اسلام
 
است و از نظام جمهوری اسلامی ایران
 
دفاع میکند و از ایمان مردم شکر گذاری
 
و تقدیر میکنند.........
 
 
 
[ 93/03/27 ] [ 22:37 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

درست اندیشیدن را بیاموزید.نه........

نمیدانم چرا گیر دادند

 

به حرفهای که از طرف دکتر نیست؟؟؟

 

منجی عالم و امام زمان و.......

 

راستش تا کنون که من از نزدیک

 

این حرفها را نشنیدم از ایشان  جزء قدرت

 

 

در ورزش و توانایی و درک عالم و کلام حق

 

نبود اگر چیزی بود تاحالا او را کافر یا

 

در تمام رسانه ها مطرح بود

 

یا دولت سریعا اقدام میکرد

 

یا اورا هیچ کشوری قبول نمیکرد 

 

پس دروغ نگویید..............

 

حرفها بسیار است ولی ما از این

 

خاکیم و دست خدا برماست

 

به لطف مقام معظم رهبری

 

[ 93/03/25 ] [ 21:16 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

خدا را نگاه کن دروغ نگو....

بیا تازه شروع شده ...........................

ادامه مطلب
[ 93/03/25 ] [ 20:38 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

نمی دانم چرا ؟

نمی دانم چرا در تمام این گشت و گذر

از سایت ها 90 در صددروغ پر شده است

چرا این حرفها را راجب دکتر مینویسند

دلیل داری یا مدرک نشان دهید اصلا

اون موقع دنیا اومده بودند راستی از چی

میترسید خدا گفت : هرکه در هر حالتی

هست من او را میشناسم تصمیم میگرم

حالا شماها شدین........


ادامه مطلب
[ 93/03/25 ] [ 20:31 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

از دل همه

[ 93/03/23 ] [ 11:55 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

وفا

راستی نمیدانم چرا آدما وفا ندارند

ولی حیوانات وفا دارند

نگاه دوستانه

[ 93/03/23 ] [ 11:49 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

امید اول او بعد آقا

[ 93/03/21 ] [ 21:10 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

نیمه شعبان مبارک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و

المستشهدین بین یدیه امین

 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی ..... چه بغضها که در گلو رسوب شد

نیامدی ..... خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن ..... خدای ما دوباره سنگ و

چوب شد نیامدی ...... برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی ..... برای عده ای چه خوب

شد نیامدی ...... تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ..... دوباره صبح ؛ ظهر ؛ نه

غروب شد نیامدی

 

 

چه انتظار عجیبی

 

تو بین منتظران هم

 

عزیز من چه غریبی

 

عجیب تر که چه آسان ندیدنت شده عادت

 

چه بیخیال نشستیم

 

نه کوشش نه وفایی

 

                                      فقط نشسته و گفتیم: خدا کند که بیایی....

 

           میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، امام عصر و الزمان مبارک

[ 93/03/21 ] [ 20:56 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

وفاداری

ای کاش انسان در نور خود راه برمیداشت

ای کاش منشور وفا به خود بود

افسوس ما خود را فراموش کردیم

[ 93/03/18 ] [ 23:10 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

نظزوغیرت

[ 93/03/17 ] [ 23:50 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

راز

[ 93/03/17 ] [ 23:39 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

لحظه های شاد

[ 93/03/17 ] [ 23:23 ] [ pouya mirzaii ] [ ]

دردا.....

یادها .آرامش .


ادامه مطلب
[ 93/03/17 ] [ 19:12 ] [ pouya mirzaii ] [ ]